ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
272
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خارج شدند . محمد با سپاه خود بدروازه شهر رسيد ديد كه سپاهيان در حال خروج و فرار هستند او هم با آنها بازگشت و از تصرف شهر خوددارى نمود . در آن سال و در ماه ربيع الاول خفاجه سوى « مرسه » لشكر كشيد و فرزند خود را با سپاه بيشترى سوى « سرقوسه » فرستاد . دشمن با آن سپاه روبرو شد و جنگى سخت رخ داد عده بسيارى از مسلمين كشته و دچار ضعف و خوف شدند و ناگزير بازگشتند . خفاجه پس از آن شكست خود شخصا فرماندهى سپاه را بر عهده گرفت و « سرقوسه » را قصد و محاصره كرد . بر محصورين سخت گرفت و پيرامون شهر را ويران و كشتزار را پامال كرد و بازگشت كه به محل « بلرم » برود . در ميان راه در محل « وادى الطين » ( دشت گل ) لشكر زد شبانه يكى از سپاهيان او را با خنجر طعنه زد و كشت و آن در آغاز ماه رجب بود قاتل هم به شهر « سرقوسه » پناه برد . نعش خفاجه را سوى « بلرم » حمل كردند و به خاك سپردند . مردم هم پس از كشتن او فرزندش محمد را بامارت برگزيدند و بامير كل در افريقا كه محمد بن احمد بود نوشتند و او تصويب كرد و خلعت و فرمان براى او فرستاد . بيان امارت محمد بن خفاجه چون خفاجه كشته شد مردم فرزندش محمد را بامارت نشاند و محمد بن اغلب امير قيروان ( در آن زمان مركز امارت افريقا بود ) امارت وى را تأييد و تثبيت كرد . در سنه دويست و پنجاه و شش امير ابن اغلب مذكور سپاهى براى نجات مالطه ( جزيره مالت ) كه از طرف روميان محاصره شده بود فرستاد . چون روميان شنيدند چنين سپاهى آنها را قصد كرده محاصره را ترك و از جزيره « مالطه » باز گشتند .